تبلیغات
شبگرد آشنا - اقا پسرا
شبگرد آشنا
www.shabgard-ashena.mihanblog.com
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلوم ، خوش اومدی
بیا تو دم در بده ، وبلاگ خودته
من تازه این وبلاگ رو راه انداختم
از اینکه به وبلاگم سر زدی ممنون
راستی نظر یادت نره
******************************


مدیر وبلاگ : شبگرد آشنا
نویسندگان
نظرسنجی
اگه یه روز دو نفر لب پرتگاهی بخوان پرت بشن پایین و تو تنها یکیشونو بتونی نجات بدی. کدوم رو انتخاب میکنی؟



 

اینم واستون گذاشتم در ادامه مطلب

 8 صبح: تو رخت خواب …..

9 صبح: یکم وول میخوره  یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون ،کفش های مارک دارش هنوز پاشه ، از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده ….

10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه ( الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه ! )

11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی …………. (اگه نه که باز خوابه)

12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال 199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و……… اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله! میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه ؟ پسر گلم  علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف میکنیا !!! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره …. علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم  پاشو دیگه ( در اینجا مادر گرامی ایشان را پرتشون  میکنن )

2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار

3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟

4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟

5 عصر: اولین اوتو… ( مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته.. (داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادرشون بیچاره کمک و امداد…)

7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی میشوند . علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….) با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …

8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق …. چه زود دیر می شود….!!!

9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه خیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…

2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابیدخدا لعنت کنه هر چی دانشگاهه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!) بعد هم ایشان کپه مرگشون میگزارند تا روز بعد





نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها : جالب، آقا پسرا، پسران زحمت کش،
لینک های مرتبط :
شبگرد آشنا
شنبه 1 بهمن 1390
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:21 ق.ظ
Pretty! This was a really wonderful post. Many thanks for supplying this information.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:45 ق.ظ
Yes! Finally someone writes about games.
یکشنبه 13 فروردین 1396 12:17 ق.ظ
Hey there are using Wordpress for your blog platform?

I'm new to the blog world but I'm trying to get started and set up my own. Do you require any html coding knowledge
to make your own blog? Any help would be greatly appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی